تبليغاتX
< اصحاب نق
 توقیف شد!

کانون وحدت دانشجویان

|+| نوشته شده توسط صفیر در شنبه 2 آذر1387 و ساعت 3:58 بعد از ظهر  
 نیکبخت و من و یوزارسیف

همون طور كه حتما همه تون تا حالا فهميديد عليرضا نيكبخت واحدي رو از تيم ملي اخراج كردن. كه حق شركت تو مسابقه ا به مدت دو سال رو نداره. 10ميليون تومن بايد جريمه بده. 120 امتياز منفي گرفته. جوايزي رو هم كه بخاطر تيم ملي گرفته رو بايد پس بده. حالا اين كه اين جرائم اصلا درست هست يه نه به اينش كار نداريم. مي خوايم ببينيم اصلا ريشه اين به كجا بر مي گرده.

به نقل از يه سري از شبكه هاي اون ور آبي وقتي نيكبخت مي ره فرودگاه تا پرواز به كنن قطر و بازي دوستانه با اين تيم داشته باشن تو فرودگاه مي گه كه پاسپورت خودش رو يادش رفته بياره و ظاهرا بدون اينكه به كسي بگه از فرودگاه خارج مي شه تا بره پاسپورتش رو از توي ماشينش يا از توي باشگاه پرسپوليس بياره و اين رفت و آمد طول مي كشه و ديگه منتظر نيكبخت نمي مونن و اعضاي تيم ملي بدون نيكبخت ميرن و نيكبخت مي مونه و حوضش.

يه سري از اس.ام.اس هايي كه راجع به سريال حضرت يوسف ساختن:

اين البته دليلي هست كه خيلي جاها اعلام شده. اما دليل اصلي نيست. مي دونين دليل اصلي چيه؟

پاس. باشگاه پاس (همون باشگاهي كه بيشتر از 50 سال قدمت داشت و يه زماني تو تهران بود و الان تو همدان هست) نه ها منظورم پاس دادنه. نيكبخت به خاطر اينكه پاس نداد اين بلا سرش اومد. به كي؟

خب معلومه ديگه. به كاپيتان پاس نداد. بله و نيكبخت حقش بود كه از تيم ملي اخراج بشه. كسي كه به كاپيتان يوگي و دوستان! نه ببخشيد منظورم به كاپيتان دايي تو زماني كه بازي مي كرد پاس نمي داد حالا حقشه كه از تيم ملي اخراج بشه.

علي كريمي هم همين طور. اونم به كاپيتان (دايي ها. نه يوگي) پاس نمي داد حقش بود كه اخراج بشه.

حالا به نظر شما نفر بعدي كه اخراج بشه كيه؟ ببينيد ديگه چه كسايي به علي دايي پاس نمي دادن و حالا ديگه وقتشه كه نتيجه اين عمل زشت و خلاف عرفشون رو ببينن.

 

********************************

مي خوام راجع به يكي از سوتي هائيم كه سر كلاس دادم بگم:

امروز سر كلاس نشسته بودم. جزء معدود دفعاتي كه رديف جلو هم نشستم. آخه من و يه سري از دوستان هميشه لوج نشينيم. تازه هم كلاس شروع شده بود كه يه هو ديدم يه صدايي از گوشي ام داره مياد. گوشي ام از اون گوشي هاييه كه يه دگمه داره واسه پخش آهنگ (موزيك پِلَير) و نميدونم چه جوري شد كه شروع مي كنه به خوندن. اونم چه آهنگي. حالا اگه از اين آهنگاي رَپ و از اين جور آت و آشغالايي كه الان هر كي از ننه اش قهر ميكنه، ميره خارج و شروع مي كنه به خوندن هم باز عيبي نداشت. يه آهنگي بود كه... از وصف خارجه. خودتون با ريتم نوحه بخونيد:

بعضي روزا فكر ميكنم نمرهء سنگم          كاري كرده كه تو خونه روسياهم

از اول ريده به حالم                               تو كونم مي سوزه از درسي كه خوندم

ياد مشروطي ام مي افتم                         ياد اون نمره اي كه مي برتم،

به سوي غسل و كفنم...                          ياد قرضاي پدرم...

حالا فكر كنيد اين داره با صداي بلند پخش مي شه.منم هر كاري مي كنم صداي اين وامونده قطع نمي شه. نمي دونم هنگ كرده بود. من هول شده بودم نمي دونستم بايد چي كار كنم. دگمه ها رو اشتباهي مي زدم نمي دونم چرا قطع نمي شد. همه كلاسم برگشته داره منو نگاه مي كنه. تو طول ترم هم يه جوري خودتو نشون دادي كه همه فكر مي كنن خداي شخصيتي. استادم از اون استادايي كه اگه يه سوال نامربوط راجع به درس بپرسي 10 تا تيكه بارت مي كنه و درست حسابي ضايعت مي كنه. يه بارم هفته قبل به خاطر اينكه دير اومدي سر كلاس جلوي 60 تا دانشجوي دختر و پسر ريده تو هيكلت. ديگه خودتون حساب كنيد چه حالي از آدم گرفته مي شه. ديگه اونجا بود كه دلم مي خواست زمين دهن باز كنه و من برم آنتاليا. خدا نصيب گرگ بيابون نكنه. خيلي بده جلوي همه كلاس ضايع شدن. ديگه مي خواستم از كلاس برم بيرون كه شانسي اوردم اينه كه نمي دونم چي شد دستم خورد به دگمه خاموش كردن گوشي و گوشي خاموش شد.

حالا يه توصيه پدرانه: بچه هاي من از اين آهنگاي بد بد تو گوش تون نگه نداريد يا اگه مي خوايد گوشي بخريد طوري باشه كه به راحتي و با فشار يه دگمه شروع نكنه به پخش اهنگ ( Music player ) نباشه. يا اصلا قبل از اينكه بريد تو كلاس گوشي رو خاموش كنيد يا حداقل صداشو كم كنيد. اينم از درس امروز.

 

يه سري از اس.ام.اس هايي كه راجع به سريال حضرت يوسف ساختن هم تو ادامه مطلب گذاشتم. جالبه. از دست ندین
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط صفیر در جمعه 1 آذر1387 و ساعت 3:46 بعد از ظهر